هستی

عباس عبدی (مشاور کروبی) :

مسير اول وحدت و انسجام کليه نيروهاي اصلاح طلب و خواهان تغيير و پرهيز از نفي و در مقابل پذيرش اصل رقابت همراه با احترام متقابل به يکديگر است. ادامه اين مسير بايد با تقويت و تشکيلات دادن به اين نيروها در ذيل نهادهاي مدني و گروه هاي اجتماعي همراه باشد.

در مسير ديگر خارج کردن درآمدهاي نفتي از بودجه دولت و انتقال آن به جامعه است

و بالاخره مسير سوم هم تقويت عوامل قدرت مردم از جمله آزادي رسانه ها و اينترنت مي تواند به عنوان مسيرهايي براي تغيير تلقي شود. در غياب اين مسيرها هر شعاري براي تغيير فقط تخريب معناي تغيير است و تغيير هم به همان بلايي دچار مي شود که ساير مفاهيم وارداتي از غرب چون آزادي شد.

    یکی از روشن ترین این مثالها، مکانیسم پیدایش گشت های ارشاد است. در سال 84، شورای انقلاب فرهنگی مصوبه ای را با عنوان ” راهکارهای گسترش فرهنگ عفاف” تصویب کرد که براساس آن شورای فرهنگ عمومی در تاریخ 13/10/84 به ریاست وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم تشکیل وآئین‌نامه اجرایی آن را تحت عنوان «راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب» به تصویب رساند. به موجب این‌آئین‌نامه 37 صفحه‌ای، 27 دستگاه اداری و تقنینی از جمله نیروی انتظامی موظف به اجرای برنامه های عملی مشخصی در مورد پوشش زنان، روابط زن و مرد، جداسازی جنسیتی در فضاهای عمومی و….شدند. بطوریکه گزارش عملکرد آنان می بایست هر سه ماه به کارگروه مستقر در دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی ارائه شود.

    در واقع، طرح امنیت اجتماعی، بخشی از این مصوبه است. برای تضمین اجرایی شدن این وظایف نیز در وزارت ارشاد، ستادی به عنوان حجاب و عفاف تشکیل گردید که در تمامی دستگاهها و نیز در همه استانهای کشور، شعبات و بازوانی نظارتی دارد. چنین مصوبه مفصلی که آیین نامه های اجرایی متعددی آن را پشتیبانی کرده و تشکیلات عریض و طویل و بودجه عظیمی که در این سالها صرف شده، ایجاد نهادی را تضمین کرده که گشت های ارشاد تنها نماد بیرونی آن بوده است.

بندهای بالا از پایگاه خبری قلم نیوس-حامی میرحسین موسوی- نقل شده است.

و بنا به سایت رسمی شورای عالی انقلاب فرهنگی، میر حسین موسوی عضو حقیقی این شوراست.

در بند بالا نویسنده‌ی قلم نیوس به مکانیسم پیدایش گشت ارشاد اشاره کرده و منشا آن را شورای عالی انقلاب فرهنگی دانسته که میرحسین موسوی هم عضو همین شوراست. یعنی میرحسین  از عاملان پیدایش گشت ارشاد است و حالا موقع انتخابات از مخالفان آن. سوالی که برای من مطرح است اینست که چرا زمانی که آقای میرحسین عضو این شورا بوده، از تصویب چنین طرحی جلوگیری نکرده؟  و اکنون زمانی که بازخورد ایده‌های ناب اسلامی فرهنگی خود و دوستانش در شورا را دیده، تغییر نظر داده.

البته شاید آن زمان هم مخالف بوده، ولی اکثریت شورا موافق این طرح بودند و به تصویب رسیده!

85_585_403_12_copy

…آنچه هم اکنون شاهد آنیم خارج‌کردن تدریجی متخصصان باتجربه از دایره تصمیم‌گیری، عدم ثبات مدیریتی، گسترش واردات کالاهای‌ مصرفی به‌ بهای ضربه ‌به تولیدات داخلی، به رکود کشاندن اقتصاد برای جبران اسراف‌کاری‌ها و بی‌برنامگی‌های گذشته، عدم بهبود شاخص‌های رشد و بیکاری و تورم با وجود درآمدهای کلان نفتی، پسرفت شاخص‌های خط‌ فقر و نابرابری‌های اقتصادی، و گریختن از حسابرسی و قوانین ‌مصوب است. پیداست که این امور کشور را از مسیر توسعه پایدار و درون‌زا دور می‌سازند.

تنزل گفتمان اجتماعی صرفاً به داد و ستدهای پولی علیرغم ادعاهای ارزشمدارانه، تکیه بر شعارهای عوام‌ پسند نظیر مبارزه با مافیا و مظلوم‌نمایی با وجود در اختیار داشتن تمام ابزار قدرت، تحقیر مردم و سعی در تطمیع آنان به نام عدالت طلبی از خزانه ملی، شکستن حرمت بزرگان و اندیشمندان، باعث به ابتذال کشیده شدن مفاهیم شریفی نظیر عدالت و ارزش و مبارزه با فساد گردیده و آسیب‌های جدی به اخلاق عمومی وارد ساخته است.

با توکل به خداوند متعال، میهن اسلامی‌مان را، بدین طریق، از گزند ادامه‌ی روند فعلی و آسیب‌های آینده مصون داریم.

 

آن‌چه را که در بالا خواندید، محتوای یک سایت اصلاح طلب نیست، بلکه گوشه‌ای از نامه‌ی 125 نفر از استادان دانشگاه صنعتی شریف به مردم ایران است.

در انتخابات هر قشری مطالبات خاص خود را مطرح می‌کند و هر کاندید که برنامه‌هایش به خواسته‌ها و مطالبات وی نزدیک‌تر بود، انتخابش می‌کنند.

من هم خواسته‌هایی دارم که یکی از آن‌ها مسئله‌ی اینترنت است.

وقتی کاندیدی ادعای اصلاح طلبی می‌کند، باید دموکراسی‌خواهی محور تفکر و بینشش باشد. یکی از راه‌های رسیدن و گذار به دموکراسی هم جریان آزاد اطلاعات است. صرف نظر از مزیت‌های بی‌شمار اینترنت در زمینه‌ی تجارت و کاهش هزینه‌ی دولت‌ها، موضوع مهم برای من نگاه کاندیدها به فیل—ت-رینگ است. تا امروز برنامه‌ی روشنی از هیچ کاندیدی دریافت نکردم جز کروبی. وی و همکارانش در بیانیه‌ی سوم می‌گویند :

نگاه جاری به محدود کردن دسترسی آزاد به اطلاعات از طریق اینترنت و محدود نمودن شرایط برای استفاده از آن، (از جمله اعمال محدودیت در سرعت و پهنای باند و نیز انحصار در عرضه آن و در نتیجه افزایش قیمت) مقاومت بیهوده و ضررآفرینی است که در دولت آینده نقشی نخواهد داشت. جامعه ما، جامعه بانشاطی است که بیشترین وبلاگ‌نویسان را دارد. این جامعه شایسته آن نیست که با چنین محدودیت‌هایی مواجه گردد.

 

نوع نگاه محمود احمدی نژاد را همه شاهد بودیم. از فیلت—رینگ گسترده و استفاده از تکنیک‌های پیشرفته‌ی مسدودکردن سایت‌ها بگیرید تا کاهش سرعت اینترنت و اقدامات انفعالی در زمینه‌ی توسعه و ارزان کردن اینترنت.

اما من به کروبی و همکارانش خوش‌بینم. چرا که اولا از دید اصلاح طلبی به مسائل نگاه می‌کنند( بسط و بهبود فضای اطلاعاتی)، دوما حداقل دوعضو شناخته شده در بین مشاوران وی وجود دارد به نام‌های عبدی و ابطحی که سابقه‌ی طولانی در وبلاگ‌نویسی دارند. که این خود باعث می‌شود حداقل بدانم آن‌ها دیدی نسبی به مسائل و مشکلات فضای اینترنت دارند.
همین طور واکنش‌شان نسبت به فیلت—رینگ فیس بوک، با اینکه رقیبشان یعنی موسوی در آن پایگاه گسترده‌تری داشت، برایم امیدوار کننده بود! 

من رئیس جمهوری انتخاب می‌کنم که وقتی در بین حدود 20 میلیون کاربر اینترنت کشورش، سایتی رتبه‌ی چهارم  محبوب‌ترین‌ها را دارد، به خاطر خودکامگی و سلیقه‌ ناپاکش آن را مسدود نخواهد کرد.

یا نگرش کروبی به دانشجویان چگونه است که اعضای تحکیم وحدت در اعلامیه‌ی نهایی‌شان از وی حمایت کردند :

پیمان نامه کروبی با دانشجویان

1- لغو هرگونه تبعیض جنسیتی در دانشگاه میان دختران و پسران از آزمون ورودی تا محیط تحصیلی و منع جداسازی تحصیلی و انحصار گزینش به صلاحیت‌های علمی

2-بازنگری در احکام کلیه دانشجویانی که به علل سیاسی و عقیدتی بازداشت شده و یا از تحصیل منع شده و یا به عنوان دانشجوی ستاره دار معرفی شده‌اند.

3- احیای انجمن‌های اسلامی دانشجو و انجمن‌های دانشجویی دیگر بر اساس رای و نظر عموم دانشجویان هر دانشکده و دانشگاه و بازگشت اموال و امکانات دفتر تحکیم وحدت به نمایندگان واقعی آنها

4- حذف سهمیه بندی‌های غیر علمی از کنکور و ایجاد دروه‌های آموزشی برای نهاد‌هایی که خواستار تحصیل پرسنل خود هستند در محیطی غیر از دانشگاه

5- اجرای اصل 15 قانون اساسی در آزادی اقوام، زبان‌ها و فرهنگ‌های بومی و محلی ایران برای تشکل‌ها و نشریه‌های دانشجویی

6-بازنگری در پرونده همه اساتیدی که در سال‌های گذشته به صورت اجباری بازنشسته یا اخراج شده یا به اشکالی دیگر از تدریس محروم شده اند و انحصار، معیار علمی در گزینش استاد

7-آزادی اساتید و دانشجویان در بیان عقاید علمی و سیاسی از طریق تشکل‌های اساتید و دانشجویان و تریبن‌های آزاد و کلاس‌هاس درس

8-پیگیری مساله استقلال دانشگاه‌ها و انتخاب روسای دانشگاه‌ها به وسیله هیات امنا مرکب از اساتید و چهره‌های ملی

9- حمایت از پایان نامه‌های دانشجویی به صورت مادی و طرح بیمه تحصیلی از دبیرستان تا دانشگاه برای دانشگاه‌های دولتی و غیر دولتی

10-لغو هر گونه آیین نامه مغایر با عرف ملی با عرف عمومی جامعه و قانون‌های عادی در باره کوشش و دفاع از آزادی انتخاب نوع حجاب و پرهیز از تحمیل نوع خاص حجاب در دانشگاه

وظیفه‌ی یک سیاست‌مدار

Posted by: هستی on: می 22, 2009

ما سياستمداري مي‌خواهيم تا راه را باز كند تا هر كس به سهم خود مشاركت كند.

عباس عبدی

چند روز پیش دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت نامه‌ای به کروبی و موسوی نوشتند و مطالبات خود را در آن مطرح نمودند. موسوی تا این لحظه پاسخی به نامه‌ی آن‌ها نداده. اما کروبی این کار را انجام داده! که گوشه‌ای از پاسخش که به نظرم مهم بوده در زیر قرار می‌دهم : ( به نقل از روزنامه‌ی اعتماد ملی )

…بخش دیگری از مطالبات مطروحه به نحوی است که اجرای آن از اختیارات رئیس جمهور نیست. هر چند با اغلب آن‌ها نیز همراهی دارم.

…اما قرار نیست که در صورت انتخاب شدن بگویم که چون من موافق این ایده‌ها [ایده‌های مطرح شده در بیانیه‌های حقوق شهروندی و … ] هستم، پس حتما همه باید با آن موافق باشند و اجرا شود.

…من از تمام دولت و با تکیه بر خصوصیات و سابقه‌ی شخصی خویش استفاده می‌کنم تا راه را برای تحقق اینگونه مطالبات باز کنم، هر چند ممکن است در مواردی پیشرفت نسبی حاصل شود، درمواردی هم پیشرفت کامل باشد و چه بسا در موارد متعددی هم پیشرفتی حاصل نشود.

پیشبرد این امور که فراتر از اختیارات رئیس جمهور است، نیازمند مشارکت آحاد مردم از جمله شما دانش‌جویان عزیز است.

اینکه چرا موسوی پاسخگو نبوده، من اطلاعی ندارم، ولی از رئیس جمهور آینده می‌خواهم که خود را متعلق به قشر خاصی نداند و در مقابل گرو‌ههای مختلف که بخشی از این ملت‌اند، پاسخگو باشد. ( این به معنی نیست که حتما رئیس جمهور باید کاری انجام دهد، بلکه حداقل حرف آن‌ها را بشنود. )

اما نظر عباس عبدی در مورد شعارهای کروبی : ( به نقل از کلمه نیوس )

سه گروه شعار در مورد ايده‌هاي آقاي كروبي وجود دارد؛ بخشي صرفا در دست دولت است، برنامه‌هاي آن مشخص است و بحث‌هاي آن انجام شده است. بخشي تعامل ميان دولت و دستگاه‌هاي ديگر است. مثلا اعدام كودكان زير 18 سال كه آقاي كروبي گفته مخالف آن است، اما در اختيار ايشان نيست و هيچ وقت هم نگفته است كه از بين مي‌برم. گشت ارشاد را هم كسي نمي‌تواند از بين ببرد چون در اختيار رييس‌جمهور نيست. آن‌چه كه گفته مي‌شود اين است كه شما هم دوست داريد كه رييس‌جمهور با اين موارد مخالف باشد اما اگر مخالف باشد ابزارش را دارد تا اين تيغ را كند نمايد؟ اما شعارهايي كه در حوزه‌ي اختيارات دولت نيست تضمين اجرايي ندارد و ما دنبال تضمين نيستيم. ما دنبال اين هستيم كه كسي بيايد كه راه براي كار فراهم شود تا فضا را باز كند.

حمایت از کروبی تا اطلاع ثانوی

Posted by: هستی on: می 21, 2009

موسوی شانس بیشتری برای رای آوردن دارد،  اما کروبی توان بیشتری برای انجام اصلاحات. اصلاحات را فدای رای آوردن آقای موسوی نخواهم کرد. هر چند تا 22 خرداد زمان زیادی باقی است. پس تا اطلاع ثانوی رای من کروبی خواهد بود.

خوب، شروع ویدئو به این شکله که افراد زیادی در سالن مشغول شعار دادن در حمایت از موسوی‌اند. مثل درود بر موسوی و اینجور چیزها. حالا اینکه چرا ماجرا و سخنرانی به اینجا کشیده شد، من اطلاعی ندارم. بعد کروبی این افراد رو مورد خطاب قرار می‌ده و از اونها می‌خواد که بهش اجازه‌ی پاسخ دادن بدن. پاسخ دادن به چی؟ نمی دونم! اللبته طرفداران موسوی در پاسخ به درخواست کروبی جواب میدن که “ نه، نمی‌خواییم جواب بدی!”

کروبی اینطور ادامه می‌ده که  “کار شما ناصحیحه و معلومه که احساس نگرانی کردید و از این کارها می‌کنید”. و صدای هوکشیدن! طرفداران موسوی به گوش می‌رسه.

بعد کروبی این افراد رو دعوت به آرامش می‌کنه و می‌گه : “اینکارا به ضررشماست.”

اما قسمت مهم سخنرانی مربوط به سخنان کروبی در مورد موسوی می‌شه.

کروبی می‌گه: “ اما اگه تو جلسه‌ی فردا طرفدار من آمد و به آقای موسوی گفت که 20 ساله نبودی، حالا اومدی. میخواید چی کارکنید؟!! می‌گه آقای موسوی!، کروبی دوبار اومد سراغ تو خواهش کرد نیامدی. حالا بعد از شش ماه که کروبی آمده، چرا آمدی و جلوی کروبی ایستادی؟ چی جواب می‌دی؟”

اما کروبی در ادامه به طرفداران موسوی گوشزد می‌کنه که کروبی و ستاد و طرفدارانش شیوه‌ی آن‌ها را برای تبلیغ در پیش نمی‌گیرند. چرا که به نفع احمدی‌نژاد است.

و در آخر اولتیماتیوم کروبی به “رئسا و کسانی که این طرفداران را مامور کرده‌اند”یه ذره اگه بخواهند از اینکارا بکنند! خیلی از مسائل رو مطرح می‌کنم و میگم که وضع کشور رو اینها به اینجا رسانده‌اند!”

شیخ اصلاحات هر چه گفت، بماند. به نظر من  اما رویه‌ی طرفداران موسوی در آن جمع به ضرر هدف اصلی این دو کاندید، یعنی رئیس جمهور شدن یک اصلاح طلب است. لطفا شعارهایتان را برای موسوی نگه دارید.


با همکلاسی طرفدار احمدی‌نژاد در مورد انتخابات صحبت می کردیم که بحث به اینجا رسید. قبلا از خوانندگان به خاطر بیان بعضی کلمات پوزش می‌خواهم!

همکلاسی : به نظرمن اصلاحات رید تو مملکت!

من : چرا؟

همکلاسی : خاتمی بی حجابی رو زیاد کرد.

من : خوب خواسته‌ی اصلاحات این نبود. اصلاحات کاری کرد که مردم نظرشون رو تو انتخاب پوششون اعمال کنن. به نظرم این خواسته‌ی خود مردم بود، نه صرفا اصلاحات.

همکلاسی : نخیرم، مردم ما نفهمن.

زهرا و میرحسین

Posted by: هستی on: می 20, 2009

 

rahnavard-mirhossein

از دید شورای نگهبان.!

عبارات  داخل پرانتز، اصول بنیادین دموکراسی است. رجوع شود به کتاب ” درسهای دموکراسی برای همه – حسین بشیریه – نشر نگاه معاصر

دلایل من اینهاست :

1. گیر دادن و انتقاد از نهادهای قدرت حکومتی ( سپاه، شورای نگهبان ) ( مقاومت در برابر قدرت)

2. تصمیم به تغییر قانون اساسی یا اصلاح آن ( پراگماتیسم)

3. گیر دادن به شریعتمداری! ( مقاومت در برابر قدرت )

4. حمایت از نهادهای مدنی و مردمی مثل کمپین‌ها و مدافعان حقوق زنان و توجه ویژه به جامعه‌ی مدنی و اقلیت‌ها ( جامعه‌ی مدنی، حقوق شهروندی )

5. مخالفت با طرح امنیت اجتماعی (حقوق شهروندان، عملکرد بر حسب رضایت عامه )

6. اعتراض به دستگیری دانشجویان ( تساهل نسبت به اندیشه‌ی دیگران )

7. شک کردن! به سلامتی انتخابات ( مقاومت در برابر قدرت)

8. حمایت روشنفکرانی مثل سروش و عبدی و بابک احمدی و … از وی ( تساهل نسبت به اندیشه‌ی دیگران، حقوق شهروندی، نسبی گرایی ارزشها)

9. حمایت از تحصن نمایندگان در مجلس ششم ( مقاومت در برابر قدرت)

10. استفاده از اقصاددانان لیبرال برای تهیه برنامه‌ی اقتصادی کشور

11. مخالفت با سانسور کتاب و ممیزی( تساهل نسبت به اندیشه‌ی دیگران )

12. تنها کاندید دارای حزب ( حزب رکن اصلی دموکراسی است. )

n. و مهم تر از همه، عملگراترین اصلاح‌طلب حال حاضر

هدیه دولت نهم

Posted by: هستی on: می 17, 2009

تلویزیون رو روشن کردم.

کانال 1 :هدیه‌ی دولت نهم به مردم ایران…

کانال 2 :هدیه‌ی دولت نهم به مردم ایران…

کانال 3:هدیه‌ی دولت نهم به مردم ایران…

کانال 4:  هدیه‌ی دولت نهم به مردم ایران…

کانال 5 :هدیه‌ی دولت نهم به مردم ایران…

کانال 6 :هدیه‌ی دولت نهم به مردم ایران…

کانال 7 :هدیه‌ی دولت نهم به مردم ایران…

تلویزیونو خاموش کردم.

شنبه، میرحسین موسوی تو مسجد حاج حسن شهریار سخنرانی داشت. من هم به همراه دوستم شرکت کردم. به مانند سابق و اخباری که دیگه تکراری شده، افراطیون طرفدار احمدی‌نژاد ( دو نفر ) که ظاهری بسیجی داشتند، قبل و هنگام سخنرانی شروع کردن به فحاشی و درگیری با مردم. بالاخره باید پذیرفت که اکثر افراد حاضر در مسجد طرفداران موسوی‌اند و با اینکارها از انتخابشان پشیمان نمی‌شن.
بلکه بدتر وقتی این افراطیون اینگونه رفتار کردند، مردم خیلی بلندتر و کوبنده‌تر شعارهایی در حمایت از موسوی سر داددند.

و در آخر توصیه‌ی من به اینگونه افراد:

درست است که این رفتار باعث تخلیه‌ی نفرت و خشم شما نسبت به انتخاب مردم و اصلاح طلبی می‌شود، ولی به تبعات و نتیجه‌ی رفتارتان فکر کنید. به واکنش مردم فکر کنید. حتی اگر کسی هم در آن جمع طرفدار کاندید خاصی نبود، ( مثل من! )، احتمالا این رفتار شما را به حساب کاندید محبوبتان خواهد گذاشت و با خود می‌گوید چرا باید به کسی رای دهم که طرفدارانش اینگونه‌اند. چرا باید به کسی رای دهم که طرفدارانش برای تبلیغ، مردم را کتک می‌زنند و مجلس به هم می‌زنند.

موسوی از احمدی نژاد شما انتقاد کرد. مگر احمدی نژاد شما اجازه‌ی پاسخ دادن به موسوی ندارد؟ چرا دارد. روزنامه‌اش را توقیف می‌کند. طرفدارانش هم پیرو همین عقیده‌اند. عقیده‌ای که در آن منتقد، دشمن و چاپلوس بهترین دوستان است.

روش‌های تبلیغ بهتری هم هست. مثل گفت‌وگو، تبادل اندیشه، و مهم‌تر از آن شنیدن. اما می‌دانم :

چه چشم پاسخ است از این دریچه‌های بسته‌ات           برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی‌زند.

آیا امام می‌خواهند به جهنم بروند؟

Posted by: هستی on: مارس 31, 2009

…حاج احمد آقا گفت : “آیا امام می‌خواهند به جهنم بروند؟” من گفتم :”ایشان نمی‌خواهند به جهنم بروند ولی این کارها که در زندان‌ها به نام امام انجام می‌شود، به عقیده‌ی من جهنم دارد و من نمی‌توانم روی آن صحه بگذارم.”

خاطرات آیت‌الله منتظری/ ج1 / ص 535