هستی

بایگانیِ دسته‌ی ‘بیگانه

به عمرم…

نوشته‌شده به وسیله‌ی: هستی در: سپتامبر 18, 2008

به عمرم مردی را ندیده‌ام که اینقدر نسبت به زنده‌ها بی‌علاقه باشد. گاهی به نظرم می‌رسد مشکل دنیا همین‌جاست. کسانی در راس قدرت‌اند که مثل سنگ سخت و خشک و بی‌عاطفه‌اند.
گهواره‌ی گربه : کورت ونه گوت

این‌ها…

نوشته‌شده به وسیله‌ی: هستی در: سپتامبر 14, 2008

اینها همه در خدمت علم‌اند، حتی اگر نتوانند یک کلمه‌ی آن را هم بفهمند. خداوند آن‌ها را حفظ کند، تک تک آن‌ها.
گهواره‌ی گربه : کورت ونه‌گوت

انسان پوچ…

نوشته‌شده به وسیله‌ی: هستی در: سپتامبر 14, 2008

انسان ” پوچ” هرگز خودکشی نمی‌کند. بلکه می‌خواهد زندگی کند. می‌خواهد زندگی
کند، بی‌آنکه فردایی باشد. بی آن‌که امید و آرزویی داشته باشد.

سارتر

یک انسان…

نوشته‌شده به وسیله‌ی: هستی در: سپتامبر 14, 2008

یک انسان بیشتر بوسیله‌ی چیزهایی که نمی‌گوید انسان است تا بوسیله‌ی چیزهایی که می‌گوید.
آلبر کامو

برای او…

نوشته‌شده به وسیله‌ی: هستی در: سپتامبر 14, 2008

برای او همه چیز مجاز است. چون خدایی در کار نیست، چون انسان خواهد مرد.
سارتر / مقدمه‌ی بیگانه : آلبر کامو