نوشتهشده به وسیلهی: هستی در: ژوئن 1, 2009
روزهاست به این فکر میکنم، آیا شعارهای کروبی مصداق پوپولیسم است؟ برای مردم فریبی است؟ شعارهایی ست که صرفا برای انتخابات تولید میشوند و جز هیجان زده کردن گروهی کاربرد دیگری ندارند؟
نمیدانم. شاید همهی اینها درست باشد. شاید کارهای کروبی مصداق واقعی پوپولیسم باشد. شاید دفاع از آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی سبک زندگی، جامعهی مدنی، حمایت از اقلیتها و اینجور چیزها مصداقق پوپولیسم است.
نمیدانم. مرا چه شده است. این سالها به قدری محافظه کاری و عقب نشینی و مصلحت اندیشی دیدم که ناخودآگاه خواستههایم، مطالباتم و عقایدم هم وقتی در شعارها و رفتار شخصی جلوهگر شد، همه را به حساب مردم فریبی میبینم.
اوضاع طوری شده که وقتی شخصی دغدغههای اصلاح طلبی را مطرح میکند، تبدیلش میکنم به دروغگو، کسی که مطالبات مردم را افزایش میدهد، کسی که مردم را وا میدارد کمی بیشتر و فراتر از حداقلها بیاندیشند و بخواهند.
چگونه شده که دم زدن از آزادی، فریبی بیش نیست. گروهی مردم را با سیب زمینی میفریبند و گروهی دیگر با آزادی. ترجیح میدهم فریب خوردهی آزادی باشم.
خسته شدم. از این افکار. از این ترس. از این خودسانسوری. از این محافظهکاری. چرا باید با ترس دم از آزادی زد؟ چرا باید اینقدر پر از ابهام سخن گفت؟ چرا اینقدر مسئله را پیچیده میکنم. من آزادی میخواهم. برای رسیدن به آن تلاش میکنم. هر کس که بخواهد آزادی را ستایش کند، از او حمایت میکنم. از کروبی حمایت میکنم، نه برای اینکه میتواند، برای اینکه میخواهد.
دیدگاههای تازه