Posted by: هستی on: می 27, 2009
یکی از روشن ترین این مثالها، مکانیسم پیدایش گشت های ارشاد است. در سال 84، شورای انقلاب فرهنگی مصوبه ای را با عنوان ” راهکارهای گسترش فرهنگ عفاف” تصویب کرد که براساس آن شورای فرهنگ عمومی در تاریخ 13/10/84 به ریاست وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم تشکیل وآئیننامه اجرایی آن را تحت عنوان «راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب» به تصویب رساند. به موجب اینآئیننامه 37 صفحهای، 27 دستگاه اداری و تقنینی از جمله نیروی انتظامی موظف به اجرای برنامه های عملی مشخصی در مورد پوشش زنان، روابط زن و مرد، جداسازی جنسیتی در فضاهای عمومی و….شدند. بطوریکه گزارش عملکرد آنان می بایست هر سه ماه به کارگروه مستقر در دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی ارائه شود.
در واقع، طرح امنیت اجتماعی، بخشی از این مصوبه است. برای تضمین اجرایی شدن این وظایف نیز در وزارت ارشاد، ستادی به عنوان حجاب و عفاف تشکیل گردید که در تمامی دستگاهها و نیز در همه استانهای کشور، شعبات و بازوانی نظارتی دارد. چنین مصوبه مفصلی که آیین نامه های اجرایی متعددی آن را پشتیبانی کرده و تشکیلات عریض و طویل و بودجه عظیمی که در این سالها صرف شده، ایجاد نهادی را تضمین کرده که گشت های ارشاد تنها نماد بیرونی آن بوده است.
بندهای بالا از پایگاه خبری قلم نیوس-حامی میرحسین موسوی- نقل شده است.
و بنا به سایت رسمی شورای عالی انقلاب فرهنگی، میر حسین موسوی عضو حقیقی این شوراست.
در بند بالا نویسندهی قلم نیوس به مکانیسم پیدایش گشت ارشاد اشاره کرده و منشا آن را شورای عالی انقلاب فرهنگی دانسته که میرحسین موسوی هم عضو همین شوراست. یعنی میرحسین از عاملان پیدایش گشت ارشاد است و حالا موقع انتخابات از مخالفان آن. سوالی که برای من مطرح است اینست که چرا زمانی که آقای میرحسین عضو این شورا بوده، از تصویب چنین طرحی جلوگیری نکرده؟ و اکنون زمانی که بازخورد ایدههای ناب اسلامی فرهنگی خود و دوستانش در شورا را دیده، تغییر نظر داده.
البته شاید آن زمان هم مخالف بوده، ولی اکثریت شورا موافق این طرح بودند و به تصویب رسیده!

دیدگاههای اخیر