در هیچ جای دنیا سراغ ندارید…
“…در هيچ جاي دنيا يك چنين چيزي سراغ نداريد كه بيايند دوتا كتاب عليه كسي بنويسند و منتشر كنند و همه روزنامه ها را وادارند رنجنامه را چاپ كنند و در تيراژ زياد تكثير كنند، دفتر تبليغات -بر حسب آنچه نقل شد- صد هزار نسخه چاپ كند، كميته انقلاب جدا چاپ كند و هر چه ميخواهند در روزنامه ها ي كشور بنويسند و آن فرد مورد اتهام حتي يك كلمه نتواند بگويد! حتي نتواند بگويد اينها دروغ است ! و هيچ جريده اي جرات نكند نامي از او ببرد…”
خاطرات آیتالله منتظری/ ج1 / ص 597
نقد نوشتهی وبلاگ آهستان در مورد راهیپیمایی چهارشنبه
نوشتهی وبلاگ آهستان را اینجا بخوانید و ببینید.
ایشون در جایی نوشتهاند :
نشانه بارز اين عصبانيت، نحوه پوشش و انعكاس خبر اين راهپيمايي سراسري در شبكههاي غربي و منطقهاي است. آنهايي كه تجمع صد نفره و هزار نفره مخالفان و آشوب و اغتشاش را با آب و تاب نشان ميدهند و در چند بخش خبري هم تكرارش ميكنند، آنقدر بيطرف هستند كه ديگر جمعيت ميليوني مردم ايران را نشان نميدهند.
متن بالا تحریفی بیش نیست. رسانه های BBC Persian ، Aljazeera , France 24 و تعدادی دیگر این تظاهرات را همراه با تظاهرات عاشورا پوشش دادند. ولی وبلاگ آهستان طوری میخواهد القا کند که رسانههای آنسوی آب، تمامشان دستشان توی یک کاسه است و سعی در تحریف وقایع دارند.
البته برعكس آن شبكههاي خارجي، سايتها و وبلاگهاي سبز داخلي، حسابي از خجالت مردم ايران در آمدند! تا ميتوانستند مردم را مسخره كردند و آنها را مورد اهانت قرار دادند.
اینجا هم سعی در القای این مسئله دارد که تمام افراد یک مجموعه یک شکل اند و یک رفتار رو دارند. مطمئنا افرادی بودند که افراد حاضر در راهپیمایی چهارشنبهی طرفدار حکومت رو به تمسخر گرفتند. اما آیا انها چون طرفدار سبزها هستند، می شود حکم داد که نماینده و سخنگوی آنها هم هستند؟ انها از طرف خودشان، نظر شخصی شان – که به نظر من غلط است – رو مطرح کردند و نظر ان ها به معنای جهت گیری جنبش سبز نیست.
البته دليل عصبانيت اين جماعت مزدور و متوهم كاملا معلوم است.
یکی از روشهای مغالطه، استفاده از کلمات توهین آمیز و زدن برچسبهای تمسخر آمیز است تا بوسیلهی اون احساسات خواننده رو تحریک کنند. وبلاگ آهستان هم از این روش سعی در تحقیر و کوچک و خوار جلوه دادن سبزهاست به وسیلهی عباراتی مثل “جلبکها”، “مزدور”، “بیشتر بخندید”،”متوهم”، “اراجیف” و …
اين بنده خدا هم ثابت كرده كه فقط 20 هزار نفر آمده بودند در تهران!! البته به لينك هاي سمت چپ اين وبلاگ هم نگاه كنيد. ايشان هنوز هم در حال و هواي شاه و فرح و وليعهد خواب ميبيند!
استفادهی دیگری از مغالطه. استدلال وبلاگ آهستان این است که چون این آقا طرفدار رژیم شاهنشاهی هستند، پس اثباتش غلط است. در حالی که شخصیت و عقیدهی یک فرد نباید معباری برای ارزیابی درست یا غلط بودن ادعایش باشد. وبلاگ آهستان در واقع سعی دارد با توجه به ذهنیت بد خوانندگان نسبت به رژیم گذشته، به اونها بقبولاند که نه خیر! تعداد راهپیمایان بیش از اینها بوده اند.
اينها هم چند نمونه از عصبانيت بالاتريني ها از حضور ميليوني مردم ايران. به همه چي گير دادند تا عصبانيتشان را از حضور مردم نشان بدهند. از سانديس گرفته تا ظاهر و قيافه خانمها و آقايان!
بالاترینیها نمایندگان و سخنگویان جنبش سبز نیستند.
جو و محیط بالاترین مثل جو و محیط رسانههای حامی حکومت است.جوی کاملا یک طرفه، دور از انصاف و جایی که خبری از صدای مخالفان نیست.
دربارهی شهروند حقوقمدار و آقای صفار هرندی
آقای صفار هرندی در پاراگراف بالا “تغییر ذائقهی مردم به شهروند حقوق مدار و مطالبه گر” را یکی از ابزارهای دشمنان نظام اسلامی برای جنگ نرم علیه نظام میداند.
در نتیجه بنا به جملهی بالا ، “شهروند حقوق مدار و مطالبهگر”، شهروندی است که از آن میتوان علیه نظام استفاده کرد و با آن با نظام جنگید ( به صورت نرم! ).
در نتیجه این نوع شهروند حتما برای نظام ضرر دارد.
پس نظام اسلامی مطمئنا با آن چیزی که برایش ضرر دارد، مخالف است و بالطبع برای مبارزه با آن تلاش میکند.
اما چگونه میتوان با “شهروند حقوق مدار و مطالبهگر” جنگید؟ و به عبارت بهتر چگونه می توان نگذاشت جامعه به سمت “حقوق مدار و مطالبه گر” بودن، هدایت شود؟
بالطبع برای تحقق این امر، باید شهروندانی تربیت کرد که صفتهایی مخالف و متضاد با صفت های “حقوق مدار و مطالبه محور” داشته باشند. این نوع شهروندان چه صفتهایی دارند؟ چه صفتهایی را میتوان در تضاد با “حقوق مدار و مطالبه محور” قرار داد؟
کسانی که به دنبال حقوق خود نیستند، کسانی که به پایمال شدن حقوق خود اهمیتی نمیدهند، کسانی که خواستهی آن چنانی از حکومت ندارند، کسانی که به حکومت حاکم به عنوان فرمانروای مطلق و مقدس و غیر قابل نفد نگاه میکنند، کسانی که به خود اجازهی زیر سوال بردن سیاستهای حکومت و انتقاد از آن را نمیدهند، کسانی که در هر شرایطی از حکومت راضیاند، کسانی که میل چندانی به شرکت در قدرت ندارند، کسانی که در هر شرایطی ازحکومت اطاعت می کنند، کسانی که نمی توانند خیر و صلاحشان را خودشان تشخیص دهند و یا ترجیح میدهند دیگران به جای آنان خیر و صلاحشان را تعیین کنند و غیره.
شهروند حقوق مداری که آقای صفار هرندی آن را بر ضرر نظام میداند، به دنبال چه حقوقی است؟
این شهروند خواستههایی دارد. خواستههایی در زمینهی فردی، سیاسی، اقتصادی و …
این که بتواند آزادانه بیاندیشد، آزادانه اعتقاد و ادعایش – چه درست و چه غلط – بیان کند، دیگران با وی در نزد قانون برابر باشند، حق اجتماع داشته باشد، و حکومت تبعیضی برای وی به جهت دین، رنگ، نژاد، جنس، وضع طبفاتی و غیره نگذارد.و میخواهد به مانند بقیه از خدمات بهداشتی، اجتماعی و آموزشی و غیره برخوردار باشد.
این نوع شهروند اینها را از حکومت طلب میکند. پیگیری میکند و ساکت نمی نشیند.
اما چرا باید نظام اسلامی به قول آقای صفار ، “شهروند حقوق مدار” را بر ضرر نظام بداند و در دید وسیع تر چه نظامهایی با این نوع شهروند مشکل دارند و آنان را بر ضرر خود می دانند؟
اشخاص به چه کسانی فوت منتظری را تسلیت گفتند؟
…اینجانب درگذشت ایشان را به همهی بازماندگان بویژه همسر مكرّمه و فرزندان محترم آن مرحوم تسلیت میگویم و رحمت و مغفرت الهی را برای وی مسألت میكنم…
اکبر هاشمی رفسنجانی :
…با تسلیت این مصیبت به آیات عظام و شاگردان ایشان و حوزههای علمیه، مقلدان و مردم شریف استان اصفهان و شهرستان نجفآباد و مخصوصا به بیت مکرمشان علو درجات آن فقید سعید را از درگاه احدیت خواستارم…
…رحلت عالم زاهد ومجتهد والاقدر، مجاهد نستوه، فقيه، كلامي، جامع معقول و منقول حضرت آيت الله العظمي منتظري رضوان اله عليه را به ساحت مبارك حضرت ولي الله الاعظم، به حوزه هاي علميه، به همه ارادتمندان، دوستداران آن فقيد سعيد و بيت شريف و بستگان و فرزندان محترمشان از صميم قلب تسليت عرض مي كنم…
…درگذشت فقیه مبارز مرحوم آیت الله العظمی منتظری را به حضرتعالی ( احمد منتظری )و بیت مکرم منتظری تسلیت عرض میکنم…
…درگذشت ايشان را به همه ي بازماندگان بويژه همسر مكرّمه و فرزندان محترم آن مرحوم تسليت ميگويم و رحمت و مغفرت الهي را براي وي مسألت ميكنم…
…این مصیبت جانکاه را به ولی اعظم خدا و امید جهان نور و عدالت ، به همه حق طلبان و آزادگان به همه مبارزان راه خدا در سرتاسر جهان به همه عالمان و فقیهان و به حوزه های علمیه و خصوصا شاگردان و ارادتمندان آن فقید سعید تسلیت می گوییم…
…ضمن عرض تسلیت به حوزه علمیه مقدسه قم، ازخداوند متعال برای ایشان علو درجات و برای بیت شریف ایشان صبر و اجر طلب مینمایم…
…اینجانب این مصیبت سنگین را خدمت ولی الله الاعظم، حوزههای علمیه، مراجع تقلید و بیت شریف ایشان تسلیت عرض نموده و برای آن فقید سعید از خداوند متعال علو درجات مسئلت مینمایم…
…به ساحت مقدّس حضرت ولی عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ، مراجع عظام تقلید، حوزه های علمیه، عموم شیعیان جهان و مردم شریف ایران و خانواده محترم و فرزندان بزرگوار ایشان تسلیت عرض مینمایم…
روشنفکر دینی کیست ؟
دکتر سروش پاسخ می دهد:
روشنفکر دينی، کسی است که محوريت در کارش با نقد است.
روشنفکر دينی با يک مبلغ دينی يا روحانی فرق دارد. روحانی کارش نقد نيست. کارش تبليغ و ترويج انديشه دينی است که در جای خودش محترم است.
ولی روشنفکر دينی آن نقش را بازی نمی کند. نقش روشنفکر دينی، نقد اجتماعی دين و نقد معرفتی دين است و به اين کار اهتمام می ورزد و از اين طريق انديشه دينی را شست و شو می کند.
هنر استدلال – درس 1
عینیت
- هنگام گفتگو با دیگران، مطرح کردن ایدههای خود به شکل منطقی کافی نیست. بلکه باید به دقت به سخنان طرف مقابل گوش داد.
- باید از چشم انداز طرف مقابل به مسائل نگاه کرد. باید به مسائل از دید افراد مختلف نگاه کرد.
- دشوار بتوان دیدگاه و چشم اندازی یافت که حاوی تمام حقیقت باشد.
- باید با انصاف به استدلال های طرف مقابل گوش داد.
- باید بدانید که چرا استدلالی را رد می کنید. هیچ گاه بدون علت استدلالی را رد نکنید.
- از به کار بردن ابهام در واژگان و جملات پرهیز کنید.
- برای انتقال موفقیت آمیز ایده هایمان، باید زمینه ی فکری طرف مقابل را در نظر بگیریم.
- نکته ای که برای من واضح و روشن است، شاید برای دیگری واضح و آشکار نباشد.
- از نتیجه گیری یکباره و عجولانه پرهیز کنید.
- بوسیله ی منطق نه تنها اندیشه های دیگران بلکه اندیشه ی خود را نیز بررسی کنید.
هنر استدلال / دیوید کلی / امیر غلامی
راهنمایی کنید
امسال کنکور سراسری شرکت کردم. نتیجش همین چند ساعت پیش در سایت سنجش قرار داده شد.
می خوام تعیین رشته کنم. ولی نمی دونم روش کار چه جوریه! تو کارنامه اعداد زیادی قرار داده شده. کدوم معیاره؟ رتبه ی در سهمیه یا رتبه بدون سهمیه؟ در کل گیج شدم! لطفا راهنمایی کنید.
اندیشیدن
اندیشیدن مهارتی است که هرکس مقداری از آن را دارد. اما در عین حال میتوان این مهارت را بهبود بخشید.
هنر استدلال / دیوید کلی / امیر غلامی
من امروز سبز شدم، سبز کم رنگ
یا به میرحسین رای میدهم یا شرکت نمیکنم.
>> راستی اینجا چندتا پوستر زیبا برای حمایت از میرحسین موسوی وجود داره.
افشاگری احمدی نژاد از نظر حقوقی
- از نظر حقوقی تا کسی جرمش در دادگاه محرز نشده باشد، هیچ کس حق ندارد در رسانهها علیه او حرف بزند و او را مفسد بخواند.
- طبق قانون هر اتهامی که به فردی وارد میکنند اگر آن اتهام ثابت نشود، حداقل شش ماه زندان دارد که البته اگر این اتهامات از سوی رسانهها مطرح شود، تشویش اذهان عمومی است و جرم آن سنگینتر است و حاکم شرع بر این اساس مجازات سنگینتری را صادر میکند.
- اعلام اسامى مفسدان اقتصادى به موجب حكم قطعى دادگاه و فقط از سوى قوه قضائيه اعلام مى شود.
بس است! تا کی محافظه کاری؟
روزهاست به این فکر میکنم، آیا شعارهای کروبی مصداق پوپولیسم است؟ برای مردم فریبی است؟ شعارهایی ست که صرفا برای انتخابات تولید میشوند و جز هیجان زده کردن گروهی کاربرد دیگری ندارند؟
نمیدانم. شاید همهی اینها درست باشد. شاید کارهای کروبی مصداق واقعی پوپولیسم باشد. شاید دفاع از آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی سبک زندگی، جامعهی مدنی، حمایت از اقلیتها و اینجور چیزها مصداقق پوپولیسم است.
نمیدانم. مرا چه شده است. این سالها به قدری محافظه کاری و عقب نشینی و مصلحت اندیشی دیدم که ناخودآگاه خواستههایم، مطالباتم و عقایدم هم وقتی در شعارها و رفتار شخصی جلوهگر شد، همه را به حساب مردم فریبی میبینم.
اوضاع طوری شده که وقتی شخصی دغدغههای اصلاح طلبی را مطرح میکند، تبدیلش میکنم به دروغگو، کسی که مطالبات مردم را افزایش میدهد، کسی که مردم را وا میدارد کمی بیشتر و فراتر از حداقلها بیاندیشند و بخواهند.
چگونه شده که دم زدن از آزادی، فریبی بیش نیست. گروهی مردم را با سیب زمینی میفریبند و گروهی دیگر با آزادی. ترجیح میدهم فریب خوردهی آزادی باشم.
خسته شدم. از این افکار. از این ترس. از این خودسانسوری. از این محافظهکاری. چرا باید با ترس دم از آزادی زد؟ چرا باید اینقدر پر از ابهام سخن گفت؟ چرا اینقدر مسئله را پیچیده میکنم. من آزادی میخواهم. برای رسیدن به آن تلاش میکنم. هر کس که بخواهد آزادی را ستایش کند، از او حمایت میکنم. از کروبی حمایت میکنم، نه برای اینکه میتواند، برای اینکه میخواهد.
انتظار دکتر سروش از رئیس جمهور
من توقعم از رياست جمهوري اين است که فضا اندکي باز بشودکه اهل انديشه و اصلاح بتوانند در جامعه مدني، کاري بکنند.مطبوعات قدري آزاد تر باشند؛مردم کمي آزاد تر باشند و سايه ترس، از روي سر مردم کنار برود.
آزادی
آزادی در مفهوم قرن بیست و یکمی اش به معنای حق طبیعی هر انسان در انتخاب و عزل حکومت خویش است. در این مفهوم، انسان متجدد محتاج قیم و ولی و ناظر – حتی اگر استصوابی هم باشد – نیست.
عباس میلانی

بیان دیدگاه