Posted by: هستی on: ژوئن 25, 2009
حقیقت از برخورد آرا و عقاید برمیخیزد.
همایون کاتوزیان
Posted by: هستی on: ژوئن 14, 2009
تلویزیون فارسی بی بی سی ، اعلام کرد که علت مشکلات دریافت امواج در ایران و خاورمیانه و اروپا، پارازیتهای قویای است که از ایران ارسال می شود.
حکومت به شدت داره با تمام جریان اطلاعاتی که تحت کنترلش نیست، از اینترنت تا ماهواره جنگ میکنه. مسئله جدیه.
از یه طرف 100 تا از روزنامه نگاران و سیاسیون اصلاح طلب رو دستگیر کردن. از طرفه دیگه اغلب سایتهای خبری و غیر خبری اصلاح طلب مسدود شده و به روزنامه های اصلاح طلب دستور داده شده تا مواضع و دیدگاه ها و بیانیههای موسوی و کروبی رو چاپ نکنن. این یه کودتاست و کاملا از قبل سازماندهی شده.
Posted by: هستی on: ژوئن 14, 2009
به نشانهی اعتراض به تقلب آشکار در انتخابات کد زیر را در وبلاگتان قرار دهید.
در ورد پریس بروید به قسمت ابزارکها (widgets) سپس ابزارک متن را از ستون سمت چپ بکشید به ستون راست. بعد روی این ابزارک کلیک کنید و متن زیر رادر قسمت مربوطه قرا دهید :
<SPAN style="position:absolute; right:0px; top:0px;"> <a target=_blank href="http://www.mirhussein.com" _wpro_href="http://www.mirhussein.com"><img border=0 src="http://www.mirhussein.com/images/jonbesh.gif" _wpro_src="http://www.mirhussein.com/images/jonbesh.gif" alt="جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی"></a> </SPAN>
Posted by: هستی on: ژوئن 13, 2009
Posted by: هستی on: ژوئن 13, 2009
شبه گندیه. انگار چیزی از وجودم کنده شده. انگار چیزی سر جاش نیست. حس بدی دارم. احساس عجیبیه. مخلوطی از هیجان، ترس، شگفتی، ناامیدی، امید. یعنی آخرش چی میشه؟ شنیدم چند تا از اصلاح طلبا رو دستگیر کردن. کودتای خامنهای-سپاه-احمدینژاد انگار موفق بوده. محلهی ما رو سکوت وحشتناکی فرا گرفته بود. حتی کسایی که نه ماهواره داشتن و نه اینترنت، قصه رو تا تهش خونده بودن. نمیدونم. باید چی کار کرد؟ می خوام یه پارچهی بزرگ سبز رنگ از بالکن خونمون آویزون کنم.
Posted by: هستی on: ژوئن 8, 2009
یا به میرحسین رای میدهم یا شرکت نمیکنم.
>> راستی اینجا چندتا پوستر زیبا برای حمایت از میرحسین موسوی وجود داره.
Posted by: هستی on: ژوئن 5, 2009
Posted by: هستی on: ژوئن 1, 2009
روزهاست به این فکر میکنم، آیا شعارهای کروبی مصداق پوپولیسم است؟ برای مردم فریبی است؟ شعارهایی ست که صرفا برای انتخابات تولید میشوند و جز هیجان زده کردن گروهی کاربرد دیگری ندارند؟
نمیدانم. شاید همهی اینها درست باشد. شاید کارهای کروبی مصداق واقعی پوپولیسم باشد. شاید دفاع از آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی سبک زندگی، جامعهی مدنی، حمایت از اقلیتها و اینجور چیزها مصداقق پوپولیسم است.
نمیدانم. مرا چه شده است. این سالها به قدری محافظه کاری و عقب نشینی و مصلحت اندیشی دیدم که ناخودآگاه خواستههایم، مطالباتم و عقایدم هم وقتی در شعارها و رفتار شخصی جلوهگر شد، همه را به حساب مردم فریبی میبینم.
اوضاع طوری شده که وقتی شخصی دغدغههای اصلاح طلبی را مطرح میکند، تبدیلش میکنم به دروغگو، کسی که مطالبات مردم را افزایش میدهد، کسی که مردم را وا میدارد کمی بیشتر و فراتر از حداقلها بیاندیشند و بخواهند.
چگونه شده که دم زدن از آزادی، فریبی بیش نیست. گروهی مردم را با سیب زمینی میفریبند و گروهی دیگر با آزادی. ترجیح میدهم فریب خوردهی آزادی باشم.
خسته شدم. از این افکار. از این ترس. از این خودسانسوری. از این محافظهکاری. چرا باید با ترس دم از آزادی زد؟ چرا باید اینقدر پر از ابهام سخن گفت؟ چرا اینقدر مسئله را پیچیده میکنم. من آزادی میخواهم. برای رسیدن به آن تلاش میکنم. هر کس که بخواهد آزادی را ستایش کند، از او حمایت میکنم. از کروبی حمایت میکنم، نه برای اینکه میتواند، برای اینکه میخواهد.
Posted by: هستی on: می 31, 2009
من توقعم از رياست جمهوري اين است که فضا اندکي باز بشودکه اهل انديشه و اصلاح بتوانند در جامعه مدني، کاري بکنند.مطبوعات قدري آزاد تر باشند؛مردم کمي آزاد تر باشند و سايه ترس، از روي سر مردم کنار برود.
Posted by: هستی on: می 31, 2009
آزادی در مفهوم قرن بیست و یکمی اش به معنای حق طبیعی هر انسان در انتخاب و عزل حکومت خویش است. در این مفهوم، انسان متجدد محتاج قیم و ولی و ناظر – حتی اگر استصوابی هم باشد – نیست.
عباس میلانی
Posted by: هستی on: می 30, 2009
مزاياي عدم روشنفكري کروبی از دیدگاه قوچانی :
اول
كروبي خود را عالم دهر نميداند. ادعاي گفتمان ندارد. حرفهاي قلمبه نميزند. واژههاي سلمبه به كار نميبرد. به همين علت اهل مشورت است. پيرو كار جمعي است. با تيم كار ميكند تيمي كه خود پر از نامزدهاي در معرض رياستجمهوري است. به همين علت كروبي با آدمهاي كوتاهقدتر از خودش كار نميكند. او ژنرال ژنرالهاست نه پاسبان پيادهنظام.
دوم
كروبي نميخواهد مشكلات جهان را حل كند. نميخواهد دين و دموكراسي را آشتي دهد. نميخواهد با تمدنهاي جهان گفتوگو كند. نميخواهد رهبران جهان را به نور اسلام هدايت كند. نميخواهد تجدد و سنت را آشتي دهد. نميخواهد مانيفست اصلاحات را بنويسد. نميخواهد بهشت روي زمين برپا كند. كروبي ميخواهد كسي زندان نرود، روزنامهاي بسته نشود، روشنفكري كشته نشود، دانشجويي ستارهدار نشود، خانوادهاي از گرسنگي نميرد، بيگانهاي به ايران حمله نكند، خانه درويشي را نسوزانند و به ديندار يا كمتر دينداري تعرض نشود.
سوم
كروبي در باطن دشمن نظام و در ظاهر يار نظام نيست. او از همين نظام است. اسلام و انقلاب و امام و رهبري و جمهوري اسلامي و قانون اساسي را قبول دارد و اگر هم قصد اصلاح قانون اساسي را دارد براي حفظ همين نظام است. اما نظامي كه كروبي قبول دارد براساس راي مردم شكل ميگيرد نه با زور سرنيزه. كروبي با رهبري نيز صادقانه برخورد ميكند. به همين علت نظام هم با شناخت كامل از كروبي به رايزنيهاي او احترام ميگذارد و با او وارد يك درك مقابل ميشود. همين درك مقابل – و اگر روشنفكران دوست دارند، معامله – به كروبي امكان مذاكره ميدهد كه اساس سياست است.
چهارم
كروبي اهل بلوف نيست. حرفي نميزند كه بدان باور ندارد يا در اجراي آن درميماند. شايد كروبي نام لاتين خيلي از چيزها را نداند اما بنا به غريزه بشري و اخلاقي خود رسم آنها را ميشناسد. نظريهپردازان نافرماني مدني هرگز جرات اجراي آن را نيافتند اما روزي كه مهدي كروبي در اعتراض به بازداشت نماينده همدان در پارلمان از جاي برخاست و گفت ديگر نميتواند مجلس را اداره كند و صحن را ترك كرد و هنوز به خانه نرسيده و حسين لقمانيان چاي اوين را نخورده بود، او را آزاد كردند، بر اين كار جز نافرماني مدني واقعي چه ميتوان نام نهاد؟
پنجم
كروبي براي خود ارزش شخصي قائل نيست. پيامبر متواضع است: درخت نزد او نيايد او نزد درخت ميرود. براي لابي مرزي نميشناسد. اصولش را فراموش نميكند اما با هر كس كه كار دستش باشد لابي ميكند. مهم نيست كه آن فرد تا چه اندازه شايسته ميزي است كه پشت آن نشسته، مهم آن است كه قدرت او چه اندازه است. روشنفكر با آدمها و ارزشذاتي آنها سر و كار دارد اما سياستمدار با ميزها و قدرت عرضي آنها. از اين رو كروبي با همه سابقه انقلابي و ديني و سياسي كاملا ميفهمد كه وقتي رئيس مجلس نيست بايد رئيس مجلس يا محكمه يا اداره وقت را همچون رئيس ببيند نه مرئوس نالايق سابق كه شأن كروبي آن نباشد كه نزد او شكايت برد.
ششم
كروبي براي تاريخ كار نميكند براي همين امروز كار ميكند. همين لحظه. جاي او در كتابها نيست در سينههاست در خاطرهها. كروبي همانگونه كه به حافظه خود بيش از همه كتابها اعتماد دارد به امروز بيش از فردا باور دارد.
قوچانی ادامه میدهد :
واقعيت اين است كه هر آنچه كروبي انجام ميدهد نزديكترين تعريف در زمان ما به مفهوم واقعي سياست است. سياستمدار كسي است كه دقيقا همين مختصات را داشته باشد. ما در انتخابات مرد سال يا فيلسوف قرن شركت نميكنيم. ما ميخواهيم رئيسجمهور انتخاب كنيم. رئيسجمهوري كه بتواند در اين دوره گذر اصلاحاتي عيني و عملي را اجرا كند. همه كارهايي كه معتقديم كروبي از عهده آن بر نميآيد (مانند آشتي دين و دموكراسي و تجدد و سنت و اسلام و غرب و…) را كروبي حاضر است به ديگران بسپارد. از بام تا ثريا از آن روشنفكران، اين خانه ويران از آن كروبي… و اين همان پيغام سروش است و نه فقط پيغام سروش كه پيام همه روشنفكراني كه امروز معتقدند كار به سخنداني نيست: «بايد كسي بيايد كه مرد عمل باشد.»
Posted by: هستی on: می 27, 2009
عباس عبدی (مشاور کروبی) :
مسير اول وحدت و انسجام کليه نيروهاي اصلاح طلب و خواهان تغيير و پرهيز از نفي و در مقابل پذيرش اصل رقابت همراه با احترام متقابل به يکديگر است. ادامه اين مسير بايد با تقويت و تشکيلات دادن به اين نيروها در ذيل نهادهاي مدني و گروه هاي اجتماعي همراه باشد.
در مسير ديگر خارج کردن درآمدهاي نفتي از بودجه دولت و انتقال آن به جامعه است
و بالاخره مسير سوم هم تقويت عوامل قدرت مردم از جمله آزادي رسانه ها و اينترنت مي تواند به عنوان مسيرهايي براي تغيير تلقي شود. در غياب اين مسيرها هر شعاري براي تغيير فقط تخريب معناي تغيير است و تغيير هم به همان بلايي دچار مي شود که ساير مفاهيم وارداتي از غرب چون آزادي شد.
Posted by: هستی on: می 27, 2009
یکی از روشن ترین این مثالها، مکانیسم پیدایش گشت های ارشاد است. در سال 84، شورای انقلاب فرهنگی مصوبه ای را با عنوان ” راهکارهای گسترش فرهنگ عفاف” تصویب کرد که براساس آن شورای فرهنگ عمومی در تاریخ 13/10/84 به ریاست وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم تشکیل وآئیننامه اجرایی آن را تحت عنوان «راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب» به تصویب رساند. به موجب اینآئیننامه 37 صفحهای، 27 دستگاه اداری و تقنینی از جمله نیروی انتظامی موظف به اجرای برنامه های عملی مشخصی در مورد پوشش زنان، روابط زن و مرد، جداسازی جنسیتی در فضاهای عمومی و….شدند. بطوریکه گزارش عملکرد آنان می بایست هر سه ماه به کارگروه مستقر در دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی ارائه شود.
در واقع، طرح امنیت اجتماعی، بخشی از این مصوبه است. برای تضمین اجرایی شدن این وظایف نیز در وزارت ارشاد، ستادی به عنوان حجاب و عفاف تشکیل گردید که در تمامی دستگاهها و نیز در همه استانهای کشور، شعبات و بازوانی نظارتی دارد. چنین مصوبه مفصلی که آیین نامه های اجرایی متعددی آن را پشتیبانی کرده و تشکیلات عریض و طویل و بودجه عظیمی که در این سالها صرف شده، ایجاد نهادی را تضمین کرده که گشت های ارشاد تنها نماد بیرونی آن بوده است.
بندهای بالا از پایگاه خبری قلم نیوس-حامی میرحسین موسوی- نقل شده است.
و بنا به سایت رسمی شورای عالی انقلاب فرهنگی، میر حسین موسوی عضو حقیقی این شوراست.
در بند بالا نویسندهی قلم نیوس به مکانیسم پیدایش گشت ارشاد اشاره کرده و منشا آن را شورای عالی انقلاب فرهنگی دانسته که میرحسین موسوی هم عضو همین شوراست. یعنی میرحسین از عاملان پیدایش گشت ارشاد است و حالا موقع انتخابات از مخالفان آن. سوالی که برای من مطرح است اینست که چرا زمانی که آقای میرحسین عضو این شورا بوده، از تصویب چنین طرحی جلوگیری نکرده؟ و اکنون زمانی که بازخورد ایدههای ناب اسلامی فرهنگی خود و دوستانش در شورا را دیده، تغییر نظر داده.
البته شاید آن زمان هم مخالف بوده، ولی اکثریت شورا موافق این طرح بودند و به تصویب رسیده!

Posted by: هستی on: می 27, 2009
…آنچه هم اکنون شاهد آنیم خارجکردن تدریجی متخصصان باتجربه از دایره تصمیمگیری، عدم ثبات مدیریتی، گسترش واردات کالاهای مصرفی به بهای ضربه به تولیدات داخلی، به رکود کشاندن اقتصاد برای جبران اسرافکاریها و بیبرنامگیهای گذشته، عدم بهبود شاخصهای رشد و بیکاری و تورم با وجود درآمدهای کلان نفتی، پسرفت شاخصهای خط فقر و نابرابریهای اقتصادی، و گریختن از حسابرسی و قوانین مصوب است. پیداست که این امور کشور را از مسیر توسعه پایدار و درونزا دور میسازند.
تنزل گفتمان اجتماعی صرفاً به داد و ستدهای پولی علیرغم ادعاهای ارزشمدارانه، تکیه بر شعارهای عوام پسند نظیر مبارزه با مافیا و مظلومنمایی با وجود در اختیار داشتن تمام ابزار قدرت، تحقیر مردم و سعی در تطمیع آنان به نام عدالت طلبی از خزانه ملی، شکستن حرمت بزرگان و اندیشمندان، باعث به ابتذال کشیده شدن مفاهیم شریفی نظیر عدالت و ارزش و مبارزه با فساد گردیده و آسیبهای جدی به اخلاق عمومی وارد ساخته است.
با توکل به خداوند متعال، میهن اسلامیمان را، بدین طریق، از گزند ادامهی روند فعلی و آسیبهای آینده مصون داریم.
آنچه را که در بالا خواندید، محتوای یک سایت اصلاح طلب نیست، بلکه گوشهای از نامهی 125 نفر از استادان دانشگاه صنعتی شریف به مردم ایران است.
دیدگاههای اخیر